ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی
سلام-سلام به تو که قشنگترین واژه هستی و واژه قشنگ «عشق» رو توی دلم بیدار کردی.خیال نکن گمت میکنم نمی ذارم حتی یه لحظه از یادم ببری!
مگه میشه! مگه میشه آدم خودشو فراموش کنه ! تو خود خود منی! تو روح تپیده منی!

بعضی وقتا زندگی رو خیلی سخت میگرفتم ولی دیگه نمی ذارم این طوری به زندگی نگاه کنم . گاهی بود که از یه حرف یا یه کلام یا یه عمل نادرست کسی روزها در رنج بودم اما حالا که تو رو دیدم که چه راحت میتونی ببخشی و چه ساده میگذری متونم راحت ببخشم و آسون بگذرم.
چه خوبه! چه خوبه یکی حرف دلتو بفهمه ، یکی بهت اعتماد کنه و از خودش بگه تا خالی بشه!
چقدر خوبه کسی رو داشته باشی که برای دیدنت بیقراره و هیچ وقت برای اومدن ، بارون رو بهونه نمیکنه. از وقتی قلم من صدای تو شد ، ازوقتی صدای تو نگاه من شد ، از وقتی نگاه من نگاه تو شد ، بین من وتو هیچ خط فاصله ای نموند.حالا من و تو میتونیم در کنار هم زندگی رو کشف کنیم.
تو تنها نیستی کسی رو داری که از ناراحتی تو ناراحت میشه اگه ازت بی خبر باشه دلواپست میشه و اگه کسی درباره تو بد بگه از ناراحتی اشک می ریزه .
من تو را دوست خواهم داشت آنچنان که
خود را
حتی اگر...
تمام عشاق را دیوانه بخوانی
و عشق را
قصه بی سرانجام من...!
وبدانکه تورا دوست خواهم داشت
بیشتر از آنچه خود را !!!
قربون تمامی دوستان عزیز
نظر یادتون نره دوستان خوب منتظرم












